نقش میانداری در حل تنشها
میانداری میتواند نقش مهمی در حل تنشها و اختلافات داشته باشد، اما نیازمند شرایط و ویژگیهای خاصی است. به طور کلی ورود فرد سوم یا عامل دیگری به غیر از درگیران تنش به عنوان میانجی، پادرمیان و یا واسطه می تواند به رفع تنش های ناشی از تفاوت و اختلاف یاری رساند. زیرا فرد سوم همیشه شرایطی را ایجاد می کند تا درگیران تنش وارد برخوردی از نوع سیاه یا سفید نشوند.
بیطرفی؛ شرط اول میانداری
با این حال مسئله به این ساده گی ها هم نیست که با آمدن نفر سومی همه چیز درست شود. این فرد سوم بایستی مورد اعتماد طرفین درگیری باشد و در عین حال کاملن بی طرفی خود را نسبت به درگیران تنش حفظ کند. او نبایستی به هیچ وجه وابسته به هیچکدام باشد و یا پیوسته به دستگاهی چه خصوصی یا عمومی وارد تنش شود. حتا می توان دورتر رفته و گفت او نبایستی هیچ گونه وابسته گی به چارچوب های حرفه ای و اجتماعی طرفین درگیری داشته باشد. مثلا نباید جزیی از موسسه ای باشد که درگیران تنش در آن کار می کنند و یا خودش در ارتباطی پایگانی با مدیران و روسای موسسه باشد. در این صورت، این فرد به عنوان عامل سومی که در تنش وارد می شود «میاندار» است.
اما اگر احیانن در شرایط بالا فردی به عنوان میاندار برگزیده شود، در این حالت موسسه مربوطه بایستی اختیار تام به او داده و کاملن او را برای اجرای فرایند میانداری آزاد بگذارد. البته هر چقدر هم میاندار خود را بی طرف بداند، آن چیزی که به بی طرفی او مشروعیت می دهد همانا پذیرش بی طرفی او از سوی میانخواهان است. در فرایند میانداری اگر یکی از میانخواهان این برداشت را داشته باشد که میاندار از نظر ایدئولوژیک و یا از نظر اجتماعی و عاطفی نزدیک به رقیبش است دیگر آن میاندار نمی تواند و نباید میانداری را ادامه دهد و فوری لازم است جای خود را به میاندار دیگری دهد که بی طرفیش از سوی هر دو میانخواه تایید می شود. بسیاری از فرایند های میانداری شکست خورده اند زیرا به این اصل زرین و بنیادین توجه نشده است.
راهنمایی بدون ارائه راهحل
شرط دیگری که لازم است فرد یا عامل سوم برای میاندار شدن داشته باشد یاری دادن به درگیران تنش است بی آن که رهیافتی ارائه شود. میاندار هیچگاه نبایستی دخالتی در ارائه راه حل داشته باشد و پیشنهاد هایی برای این منظور به طرفین درگیری بدهد. او حتا اگر نسبت به راه حلی علاقه داشته باشد می کوشد آن را در خود نگهدارد و بازگو نکند. این عدم پیشنهاد بدین معنا نیست که نبایستی راه حلی جستجو شود بلکه قصد میاندار این است تا راه حل از سوی خود طرفین تنش یافته شود. او تنها طرفین را به سوی راه حل های خود راهنمایی می کند.
چالشهای حفظ بیطرفی در میانداری
در فرایند میانداری، موقعیتها و رویههای مختلفی وجود دارند که میتوانند باعث سوءظن طرفین نسبت به بیطرفی میاندار شوند. عواملی مانند سن، جنسیت، وابستگی اجتماعی، شیوه بیان، زبان بدن و رفتار غیرکلامی میاندار میتوانند این سوءظن را ایجاد کنند. این وضعیت زمانی پیچیدهتر میشود که یکی از طرفین به شدت مشتاق رسیدن به نتیجه باشد و طرف دیگر به آرامی و با تانی فرایند را طی کند. میاندار باید با روشنبینی و خویشتن داری، از ایجاد هرگونه شباهت یا وابستگی با طرفین جلوگیری کند و خود را بیرون از نتایج میانداری نگه دارد تا بیطرفیاش حفظ شود.
لزوم مهارت و آموزش حرفهای
همه این ملاحظات نشان می دهد میاندار بایستی فردی کاملن حرفه ای و آموزش دیده باشد. هیچ چیزی بدتر از این نیست که فردی بدون توشه علمی و حرفه ای به میانداری بپردازد و خود را میاندار بنامد. تنها داشتن اراده و نیت خوب برای میانداری کافی نیست. هر فردی نمی تواند فکر کند چون دارای استعداد حل اختلاف است پس قادر به میانداری هم می باشد. برای میانداری نیاز است تا فرد دارای آموزشی دانشگاهی و یا عالی بوده و از مهارت های تجربی نیز برخوردار باشد. در ضمن بایستی این آموزش و مهارت از سوی تعادل روحی و وجودی شخص میاندارهمراهی شود. از این رو میاندار لازم است خود را خوب بشناسد و حد و حدود خود را در فرایند میانداری بسنجد تا بتواند به خوبی از عهده مفاهیمی چون دگرخواهی، خودداری و شکیبایی برآید و این ها را در تلاقی با هم جلو برد. خودشناسی و حضوری متعادل در فرایند میانداری باعث می شود او به آرامی و دور از هیجانات روانی و فکری به میانخواهان گوش فرادهد و با ظرافت های شهودی ، نادیدنی و ناگفتنی ها را دریابد و تبدیل به گفتاری بخردانه بکند.