میانداری اشکال گوناگون دارد زیرا هم میتواند فردی یا میانفردی باشد و هم گروهی یا میانگروهی عمل کند. در شکل فردی، درون میانداری (خود میانداری) است . منظور از درون میانداری آن نوع ارتباطیست که شخص باید زمانی که با خودش در تنش است ، بداند، بفهمد و عمل کند تا به گونه ای از تفاهم و همگنی با خودش برسد.
شیوه های درون میانداری در ارتباط با قابلیت های پرورشی هر فردی می تواند متفاوت باشد. با درون میانداری فرد تنشمند با توجه به دانشهایی که دارد و یا بدست می آورد نسبت به خودش و رفتارش آگاهی و شناخت یافته و رهیافت های مناسب برون رفت از تنش را پیدا می کند. بدین ترتیب او با مهارتهایی که بدست میآورد و یا امکاناتی که در اختیار دارد موقعیت تنشمند خود را ارزیابی می کند. درون میانداری کمک می کند تا فرد تنشمند پاسخ های مناسبی برای پرسشهای خود بیابد . مهارت و داشتن دانش در این نوع میانداری در حضور میاندار کمک می کند تا با شناخت از خود و جهان پیرامونی در محیط حرفه ای و یا اجتماعی ارتباط های خوبی با دیگران داشت.
میانداری بینافردی زمانی انجام میشود که تنش میان افراد در بعد بینا شخصی و یا بینا شخصی در گروه باعث ستیز یا خشونتهای رفتاری کلامی و یا تنانی می شود. این نوع میانداری کمک به همسازی و همبسته گی فردی ، گروهی و اجتماعی می کند . بدین معنا که از این طریق فهم بهتر و دانش ژرف تری نسبت به بسیاری از قواعد اخلاقی و زندگی اجتماعی در همه شئون و مراتبش بدست می آید. میانداری در این حالت شیوه ای برای حل و مدیریت اختلاف، تنش و ستیزهای اجتماعی و فرهنگی است.
هر دو این گونه میانداری (درون میانداری یا بینافردی) میتوانند توامان در فرایند میانداری به کار برده شوند. در ضمن هر دو باعث تغییر در تصویری که از خود داریم و داوری که درباره دیگری می توانیم داشته باشیم و یا نگاهی که بر وضعیت تنش داریم می شوند. با توجه به این مطالب میتوان فهمید که هدف میانداری تغییر مواضع است. می خواهد به درگیران تنش کمک کند تا ارتباط های تازه ای با خود ، با دیگری و با جهان برقرار کنند تا وضعیت های تنشمند پیشین توسط معانی نو نقد شده و وضعیت های متفاوت دیگری به جایشان آفریده شود.